پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

فصل نهم

بخش ۲ - غزل

آشکارا نهان کنم تا چند؟

دوست می‌دارمت به بانگ بلند

دلم از جان خویش دست بشست

بعد از آن دیده بر رخ تو فکند

عاشقان تو نیک معذورند

زان که نبود کسی تو را مانند

دیده‌ای کو رخ تو دیده بود

به خیال تو کی شود خرسند؟

روی بنما، نظر تو باز مگیر

از من مستمند زار نژند

بر تن ما تو حاکمی، ای دوست

خواه راحت رسان و خواه گزند

ای ملامت کنان مرا در عشق

گوش می‌نشنود ازینسان پند

گرچه من دور مانده‌ام ز برت

با خیال تو کرده‌ام پیوند

آن چنان در دلی، که پندارم

ناظرم در تو دایم، ای دلبند

تو کجایی و ما کجا؟ هیهات!

ای عراقی، خیال خیره مبند

ادامه‌ی فصل نهم

  1. بخش ۴ - حکایتپیر شیراز، شیخ روزبهان
  2. بخش ۵ - غزلنیست کاری به آنم و اینم
  3. بخش ۶ - مثنویای خوش و فارغ، از غم ما پرس
همه‌ی فصل نهم ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.