پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

فصل سوم و چهارم

بخش ۲ - غزل

جنت قرب جای ایشان است

نور رضوان صفای ایشان است

جان من در هوای ایشان است

تن من خاک پای ایشان است

عقل کل هست گنگ و لایعقل

هر کجا ماجرای ایشان است

آفتابی، که عرش ذرهٔ اوست

مطلعش بر سمای ایشان است

به ازل، چون قبول یافته‌اند

ابد اندر بقای ایشان است

همه در عشق خود فنا طلبند

که بقا در فنای ایشان است

حلم و ترک و حیا نشانهٔ‌شان

علم و تقوی لوای ایشان است

از جناب خدای در دو جهان

این مراتب برای ایشان است

این مراتب به ذات ایشان نیست

کین کرم از خدای ایشان است

هرچه اندر جهان عراقی یافت

اثری از عطای ایشان است

ادامه‌ی فصل سوم و چهارم

  1. بخش ۴ - حکایتبود معروف زاده‌ای عاقل
  2. بخش ۵ - مثنوی«انما العاشقون مذبوحون»
  3. بخش ۶ - غزلهر دلی کان به عشق مایل نیست
  4. بخش ۷ - مثنویهر که بر خوان این هوس خام است
  5. بخش ۸ - حکایتآن شنیدی که عاشقی جانباز
همه‌ی فصل سوم و چهارم ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.