پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

فصل سوم و چهارم

بخش ۱ - سر آغاز

آن غریبان منزل دنیی

آن عزیزان جنت‌الماوی

محرمان سراچهٔ قدسی

لوح خوانان سر نه کرسی

سالکان طریقهٔ علیا

راه‌داران جادهٔ سفلا

زنده جانان مرده در غم یار

مست حالان جان و دل هشیار

پادشاهان تخت روحانی

غوطه‌خواران بحر نورانی

شاهبازان در قفس مانده

پیش بینان بازپس مانده

از حدود وجود گم گشته

وز عقول و نفوس بگذشته

به کسی شان، ز دوست پروا، نه

سوخته، چون ز شمع، پروانه

همچو پروانه ز اشتیاق رخش

خویشتن را فگنده در آتش

در ره دوست پا ز سر کرده

ابجد عشق را ز بر کرده

چون ز کتاب دهر جیفه شده

بر سریر صفا خلیفه شده

یار خود دیده در پس پرده

تن به جان مانده، جان فدا کرده

می نخورده شده به بویی مست

دوست نادیده دل بداده ز دست

بر ره یار منتظر مانده

نمک شوق بر دل افشانده

بار محنت کشیده چون ایوب

زهر فرقت چشیده چون یعقوب

نظر جان ز جسم بگسسته

صدق «میعاد» باز دانسته

کرده از جان بسوی کوش چوروی

«لیس فی جبتی سوی الله» گوی

جان «اناالحق» زنان و تن بردار

فارغ از جنت و گذشته ز نار

علم اتحاد بر بسته

لشکر خشم و آز بشکسته

بن و بیخ خیال برکنده

گشته آزاد و هم چنان بنده

ادامه‌ی فصل سوم و چهارم

  1. بخش ۳ - مثنویآنکه ایشان برو نظر کردند
  2. بخش ۴ - حکایتبود معروف زاده‌ای عاقل
  3. بخش ۵ - مثنوی«انما العاشقون مذبوحون»
  4. بخش ۶ - غزلهر دلی کان به عشق مایل نیست
  5. بخش ۷ - مثنویهر که بر خوان این هوس خام است
  6. بخش ۸ - حکایتآن شنیدی که عاشقی جانباز
همه‌ی فصل سوم و چهارم ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.