پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

فصل اول

بخش ۱ - سر آغاز

حبذا عشق و حبذا عشاق

حبذا ذکر دوست را عشاق

حبذا آن زمان که در ره عشق

بیخود از سر کنند پا عشاق

نبرند از وفا طمع هرگز

نگریزند از جفا عشاق

خوش بلایی است عشق، از آن دارند

دل و جان را درین بلا عشاق

آفتاب جمال او دیدند

نور دارند از آن ضیا عشاق

داده‌اند اندرین هوا جانها

چون شکستند از آن هوا عشاق

ای عراقی، چو تو نمی‌دانند

این چنین درد را دوا عشاق

نگشادند در سرای وجود

دری از عالم صفا عشاق

ادامه‌ی فصل اول

  1. بخش ۳ - غزلبی جمال تو، ای جهان افروز
  2. بخش ۴ - مثنویدل ما، چون چراغ عشق افروخت
  3. بخش ۵ - غزلدل من، چون به عشق مایل شد
  4. بخش ۶ - مثنویآفت عاشقی نه از سر ماست
همه‌ی فصل اول ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.