پرش به محتوای اصلی
امامی هروی امامی هروی

قصاید

شمارهٔ ۳۶ - در مدح فخر الملک

زهی ببوی تو گل پیرهن قبا کرده

نسیم لطف تو جان در تن صبا کرده

غلام چهره تو ماه بی نقاب شده

سجود قامت تو سرو بی ریا کرده

صبا شمامه ی عنبر شمال و نافه ی مشک

ز بوی لطف تو در دامن هوا کرده

خرد طویله ی مرجان، حیوة رشته در

ز لطف لعل تو پیرایه ی بقا کرده

بسحر و معجز خوبیت سامری و مسیح

ز جزع دلکش و یاقوت جانفزا کرده

بنعف و لطف حمایت سپه کش و جاندار

ز چشم مست و لب لعل دایماً کرده

عروس صبح که در حکم مهر گردونست

ز مهر چهره ی تو پیرهن قبا کرده

ز چین زلف تو نقاش حسن صفحه سیم

سواد کرده بمشکین خط و خطا کرده

ز روز روی تو بر زلف شب فتاده شکن

ز روی روز و شب زلف تو قفا کرده

چو تاب مهر، بماه رخ تو ماه رخت

بمهر خاک در صاحب اقتدا کرده

سپهر داد که درگاه او ز هشت بهشت

نموده ساحت وازنه فلک قضا کرده

خدایگان صدور زمانه، فخر الملک

که ملک و ملت ازو فخر کرده تا کرده

پناه تیغ و قلم و شمس دین، که تیغ و قلم

بدو شرف چو نبوت بمصطفی کرده

وزیر عالم عادل که هرچه همت اوست

فکنده سایه بر آن سایه ی خدا کرده

کریم مشرق و مغرب که بر و بحر، بر او

چو دین و ملک تفاخر بانبیاء کرده

دوام دولت او را چو در حمایت عدل

قضا نظام جهان دیده اقتضا کرده

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۸ - تجدید مطلع سومکه ای فراق تو جان از تنم جدا کرده
  2. شمارهٔ ۳۹ - در مدح ظهیرالدین نصیر الملک صاحب دیوانای به صنعت شام را بر صبح پرچین ساخته
  3. شمارهٔ ۴۰ - در مدح علاء الدوله رکن الدین ابوالفتح قتلغ شاهمنت ایزد را که بعد از طول و عرض و سال و ماه
  4. شمارهٔ ۴۱ - کماندار چشم تو در ناتوانیکماندار چشم تو در ناتوانی
  5. شمارهٔ ۴۲ - در مدح فخرالملکصبح است در ده ای پسر ماه چهره می
  6. شمارهٔ ۴۳ - در مدح ضیاء الدین علیز آیینه ی سپهر چو شد رنگ منجلی
  7. شمارهٔ ۴۴ - قصیده در ملک فخرالملکچون کبک شسته لب بشراب مروقی
همه‌ی قصاید ←

امامی هروی درباره‌ی امامی هروی

ملک‌الشعراء رضی‌الدین ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه‍. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، ش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.