پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان چهارم

بخش ۳۰ - رسیدن ابراهیم اشتر به مدد امیر مختار و چگونگی این داستان

سنان ها همی گشت رخشان چو برق

همی خرد، بد پرتو افکن به فرق

ستوران زغریدن سهمناک

دل شیر کردندی از بیم چاک

برید اجل تیغ خونخوارشان

براهیم مالک سپهدارشان

دلیری به رزم آستین بر زده

دوصد ره به یک دشت لشگر زده

چو ره را بدان رزمگه کرد تنگ

بزد اسب و شد با سپه گرم جنگ

چو دیدند هم راد و فرزانه مرد

سر و روی آغشته با خاک و گرد

به دیدار هم از بر باره گی

فرود آمدند آن دو یکباره گی

گرفتند یک را به بر عذرخواه

هم آغوش گردید خورشید و ماه

بدو گفت مختار کای پهلوان

به مردانگی سرفراز گوان

ندارم غم این دم که دیدم تو را

به بر سر و بالا کشیدم تو را

بیا تا بتازیم بر این سپاه

نماییم مردی به آورد گاه

سپهبد بدو گفت؟ کای ارجمند

امیر سرافراز بدخواه بند

تو بر زین این باره ی پهلوان

تن آسوده بر جای لختی بمان

که من تا کنم با سنان دراز

بدین ناکسان عدو ترکتاز

بگفت این و رمح یلی کرد راست

زمردان جنگی هماورد خواست

برآن نیزه کان شیر دل را به مشت

فراوان ز مردان کاری بکشت

سپه زان دو سالار بگریختند

سلیح نبرد آنچه بد، ریختند

چو بگریخت از پیش میرآن سپاه

به دار امارت بیاراست گاه

سپهدار را در بر خود نشاند

به پر کله خود، گوهر فشاند

چو دادش خداوند پیروزگر

ز نو کشور و لشگر و کروفر

نگهبان به هر کوی و بر زن گماشت

همه کشور از فتنه آسوده داشت

چو دید آنچنان خویش را کامجوی

به شکرانه بنهاد برخاک روی

همه دوستان تهنیت خوان شدند

درآن فتح چون غنچه خندان شدند

بدینسان همی بود برگاه میر

همی تافت مانند مهر منیر

که ناگه شب تیره آمد به پای

سپهر اختران را بپرداخت جای

به پیروزه گون تخت بنشست مهر

جهان کرد روشن زرخشنده چهر

نشست از بر گاه فرخ امیر

همی کرد بخشش به برنا و پیر

ادامه‌ی خیابان چهارم

  1. بخش ۳۲ - به درک فرستادن مختار عبد الله ابن اسد و مالک ابن بشیر راکه بربسته بودش به بندی گران
  2. بخش ۳۳ - به درک فرستادن امیر مختار نافع ویکی پیش ایوان کیوان غلام
  3. بخش ۳۴ - به درک فرستادن مختار، خولی اصبحی راسریر مهی جای مختار گشت
  4. بخش ۳۵ - به درک فرستادن امیر مختار چهار کس از قاتلان سبط احمد مختار (ص) راچهارم عبید ابن اسود به نام
  5. بخش ۳۶ - به درک فرستادن مختار منقذ ابن مره ی عبدی قاتل علی اکبر (ع) راهمانگه یکی از غلامان پیر
  6. بخش ۳۷ - کشتن مختاربگفت ای زدین بی خبر روی زشت
  7. بخش ۳۸ - به درک فرستادن مختار(ع)حکیم ابن طفیل علیه العنه قاتل جناب ابولفضل العباس راتو دست از تن میر اسلامیان
  8. بخش ۳۹ - گریختن شمر پلید با سنان انس و پانزده نفرتنی چند از یاران خود را خواند
همه‌ی خیابان چهارم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.