پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان دوم

بخش ۶ - گفتگوی امام علیه السلام با عمربن سعد ملعون

چو لختی به ایشان چنین راز راند

عمر زاده ی سعد را پیش خواند

نپذرفت بدخواه فرمان شاه

بگفتند با او سران سپاه

برو تا ببینم بر چیست کار

چه خواهد زتو شاه بثرب دیار

به ناچار دژخیم بد خو عمر

روان شد بر سبط خیرالبشر

بدو شاه فرمود کای نابکار

بداندیش و بدخواه پروردگار

مرا رشته ی عمر خواهی تو طی

که ابن زیادت دهد ملک ری

به پروردگار سپهر و زمین

به دل آرزویی ندارم جز این

که از تیغ بدخواه بی سر شوم

فدای ره پاک داور شوم

چو کشتی مرا بینم ای نابکار

بسی نگذرانی که درکوفه - زار

بیفتد سر بی خرد از تنت

به دوزخ شود یار اهریمنت

به پیکر زنندت همی بی درنگ

به بازیچه اطفال خاشاک و سنگ

جهان تا جهان است نفرین تو راست

به دیگر سرا دوزخ شود آیین تو راست

ازآن پس عمر رفت از رزمگاه

شهنشه هم آمد به سوی سپاه

به لشگر چو برگشت آن کینه خواه

مرا گفت باشید یکسره گواه

برپور مرجانه کاول خدنگ

فکندم سوی شاه من بی درنگ

بگفت این و بگشاد تیری زشست

سوی خرگه شاه بالا و پست

سپه کاین بدیدند زان تیره بخت

یکی تیر باران نمودند سخت

تو گفتی خروشنده ابری چو قیر

بیامد ببارید باران تیر

خروش زه چرخ از آن پهندشت

زنه باره ی چرخ گردون گذشت

سپاه شه دین هم ازبهر جنگ

به میدان نهادند رخ بی درنگ

زدو رویه لشگر درآن کارزار

نمودند بریکدگر کار زار

همی تیغ راندند برترک هم

همی دم دمیدند درکاو دم

زنعل سبک پویه اسب نبرد

زمین بر سپهر اندرون شد چو گرد

ز زخم گران گُرزهٔ آهنین

خم افتاد بریال گاو زمین

ز یاران اسلام پنجاه مرد

ز پای اندر افتاد درآن نبرد

کسی نیز از آن رزم رخ برنکاشت

که برتن ز بدخواه زخمی نداشت

هم ازلشگر کوفه بسیار تن

روان شد به مهمانی اهرمن

چو از روز یک لخت آمد بپای

زدو رویه مردان رزم آزمای

پرازخون بروچنگ و رخسار و موی

سوی مرکز خود نهادند روی

ادامه‌ی خیابان دوم

  1. بخش ۸ - آمدن حر به خدمت امام و توبه نمودن و پذیرفتن حضرت توبه ی آن سعادتمند راچو گفت این درفش دلیری فراخت
  2. بخش ۹ - در ذکر شهادت علی بن حر پیش از پدر بزرگوار ش بنا بر روایت ابی مخنفز دانشوری دیده ام درکتاب
  3. بخش ۱۰ - به میدان رفتن حر نبرد آزمون و برگشتن به خدمت امام علیه السلامپس از نزد آن داده جان بازگشت
  4. بخش ۱۱ - رفتن حر به درخیام حرمچو آزاد مرد جوان این شنفت
  5. بخش ۱۲ - در ذکر مبارزت وشهادت برادر حر مصعب و غلامش قره علیه السلامچو دید این چنین مصعب نامدار
  6. بخش ۱۳ - فرستادن عمرسعد سامر ازوی را به میدانزمیدان چو برگشت دارای دین
  7. بخش ۱۴ - گفتار در بیان فرستادن عمر سعد حجر احجار با سیصد سوار به جنگعمر چون چنین دید بیچاره ماند
  8. بخش ۱۵ - در بیان کشته شدن سالم و یسار غلامان ابن زیاد به دست عبدالله ابن عمیر و شهادت آن جنابزکار جوان چون بپرداخت شاه
همه‌ی خیابان دوم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.