پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان اول

بخش ۵۸ - چاه کندن دشمنان در راه جناب مسلم و دستگیر شدن آن بزرگوار

بکندش یکی چاه در رهگذر

به سر برش گسترد خاشاک و خار

سپهبد ندانسته بسپرد راه

بیفتاد چون ماه کنعان به چاه

سپه گرد آن چاه خرد و بزرگ

گرفتند مانند درنده گرگ

زچه بر کشیدند جنگی برش

ببستند بازوی زور آورش

بیاورد شوم اختری زشت نام

برهنه یکی استر بی لگام

برآن استرش بر نشاندند خوار

به تن چاک چاک و به دل داغ دار

دریغ ازمسیحی که کین ساختند

یهودان به بند اندرش آختند

جهانا چه بد دیدی از بخردان

زمردان و نام آوران و ردان

که ره نسپری جز به آزارشان

بکوشی پی درد تیمارشان

چه دیدی سپهرا زمردان دین؟

که داری زایشان دلی پر زکین؟

از آن پس که بستند کوفی سپاه

به زنجیر بازوی سالار شاه

درآن دم سپهبد یکی بنگریست

به کردار ایشان و لختی گریست

چو دیدش بدان گونه با مویه جفت

نکوهش کنان پور اشعث بگفت

که ای راد سالار شمشیر زن

چه مویی چنین زار برخویشتن؟

ز مردن نترسند هرگز یلان

نگریند از بیم جان پر دلان

سپهبد بدو گفت کای زشت کیش

مرا نیست این مویه ازبهر خویش

زمردان مرا مر به دل باک نیست

که بنگاه هر زنده جز خاک نیست

بود مویه و زاری ام بهر شاه

که پیماید او خود بدین مرز راه

ببیند ستیز ازشما کوفیان

بدو آید از سست عهدان زیان

بگفت این و از گفته بربست دم

سوی کاخ بردندش از ره دژم

ادامه‌ی خیابان اول

  1. بخش ۶۰ - در بیان فرستادن ابن زیاد بکربن حمران را به کشتن جناب مسلمبدو گفت کاین هاشمی را ببر
  2. بخش ۶۱ - در ذکر شهادت هانی بن عروه رحمه الله علیه به امر ابن زیادبزد بانگ سالار کوفی دیار
  3. بخش ۶۲ - فرستادن ابن زیاد سر جناب مسلم و هانی را به شامبه درگاه فرمانده ی کوفه برد
  4. بخش ۶۳ - آگاهی یافتن ابن زیاد ازحال کودکان جناب مسلم «محمد » و «ابراهیم » و جستجو کردن ازآنهاچو شد مسلم اندر بهشت برین
  5. بخش ۶۴ - سپردن شریح قاضی دو طفل یتیم حضرت مسلم رابه پسر خودشریح آن دو تن را به غمخواریا
  6. بخش ۶۵ - گرفتن شبگرد آن شاهزادگان را و بردن به نزد ابن زیادشنیدم درآن تیره شام سیاه
  7. بخش ۶۶ - رها کردن مشکور کودکان را و فرستادن به طرف قادسیهزکف حرمت هردو نگذاشتی
  8. بخش ۶۷ - دیدن کنیز حارث آن دو طفل ماه رو را درنخلستان و شناختن ایشان و بردنشان به خانهچو آمد به نزدیک رود آن کنیز
همه‌ی خیابان اول ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.