پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان اول

بخش ۵۵ - زخم زدند بکربن حمران بر دهان و لب جناب مسلم و کشتن آن بزرگوار اورا

چو دیو دمان ازکمینگاه جست

بیفراشت با تیغ خونریز دست

ستمگر چو آورد بازو فرود

به روی سپهبد دم تیغ سود

زالماس بر لعلی آمد زیان

که یاقوت خون خوردی از رشک آن

لبی یافت از تیغ دشمن گزند

که بد عیسی جان هر هوشمند

دلاور چو آن زخم کاری بدید

چو شیر شکاری خروشی کشید

به جانسوزی دشمن بدنشان

علم کرد شمشیر آتش فشان

به یک زخم از آن تیغ شیر افکنا

دو پیکر نمودش پدید از تنا

شد از هیکل زشت مرد پلید

به تیغ اسد شکل جوزا پدید

سپهبد همی خواست باردگر

که گردد بدان ناکسان حمله ور

مراو را یکی زشت ناهوشمند

به پیشانی پاک سنگی فکند

بدان سنگ بشکافت پیشانی اش

زخون سرخ شد چهر نورانی اش

چو این دید با مویه آن رزم ساز

سوی یثرب آورد روی نیاز

که ای نوگل باغ خیر الانام

زمن برتو بادا درود و سلام

کجایی که بینی درین کارزار

مراین تنه دشمنان بی شمار

به تن باردم ناوک ازچای سوی

زخون لاله گون پیکرو روی و موی

دل ازکین بد گوهران دردناک

براز تیغ اهریمنان چاک چاک

دریغا سرآمد مرا زنده گی

فرو رفت خورشید پاینده گی

جدا آمد از دامنت دست من

کمند اجل گشت پا بست من

دریغا به ناکام گشتم هلاک

به دل آرزوی تو بردم به خاک

خوش آندم که بد منزلم کوی تو

مرادیده بد روشن از روی تو

همی گفت و از دیده سیلاب خون

فرو ریخت بر چهره ی لاله گون

که ناگه ز سوی دگر سنگ جست

دو لعل پر از گوهرش را بخست

شدش پر ز بیجاده در خوشاب

ز لعلش فرو ریخت یاقوت ناب

ز آسیب و پیکار و زخم گران

تن پر توان آمدش نا توان

ادامه‌ی خیابان اول

  1. بخش ۵۷ - امان دادن محمد بن اشعث جناب مسلم را و نپذیرفتن آن حضرتبه مسلم خروشید کای نامدار
  2. بخش ۵۸ - چاه کندن دشمنان در راه جناب مسلم و دستگیر شدن آن بزرگواربکندش یکی چاه در رهگذر
  3. بخش ۵۹ - ورود حضرت مسلم به مجلس ابن زیاد و مکالماتشان با یکدیگرکشان روزبانان به بند اندرش
  4. بخش ۶۰ - در بیان فرستادن ابن زیاد بکربن حمران را به کشتن جناب مسلمبدو گفت کاین هاشمی را ببر
  5. بخش ۶۱ - در ذکر شهادت هانی بن عروه رحمه الله علیه به امر ابن زیادبزد بانگ سالار کوفی دیار
  6. بخش ۶۲ - فرستادن ابن زیاد سر جناب مسلم و هانی را به شامبه درگاه فرمانده ی کوفه برد
  7. بخش ۶۳ - آگاهی یافتن ابن زیاد ازحال کودکان جناب مسلم «محمد » و «ابراهیم » و جستجو کردن ازآنهاچو شد مسلم اندر بهشت برین
  8. بخش ۶۴ - سپردن شریح قاضی دو طفل یتیم حضرت مسلم رابه پسر خودشریح آن دو تن را به غمخواریا
همه‌ی خیابان اول ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.