پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان اول

بخش ۳۱ - آمدن گروه جنیان به خدمت امام علیه السلام

چو آنان برفتند ازگرد شاه

گروهی بیامد زجنی سپاه

به دست اندرون جمله راتیغ تیز

مراینان چون آنان بگفتند نیز

که ما جنیان دوستدار توایم

به هر کارخدمتگزار توایم

بدین گونه فرمود فرخنده شاه

بدان نامداران جنی سپاه

که یاری نخواهم من از هیچ کس

مرایار جان آفرین است و بس

به فرمان من جمله تن دردهید

ازیدر سوی جان خود رخ نهید

دهم روز ماه محرم که من

کنم رزم با دشمن خویشتن

گرایید یکسر به دشت بلا

به نزد من آیید درکربلا

شنیدند چون جنیان این سخن

برفتند زی بنگه خویشتن

چو جنی سپه گشت زانجا روان

بپیمود زی مکه ره کاروان

ادامه‌ی خیابان اول

  1. بخش ۳۳ - درذکر نامه های اهل کوفه و مضمون آنهاچنین بد گزین همه نامه ها
  2. بخش ۳۴ - ذکر نامزد فرمودن امام(ع)پسر عم خودکه مسلم بدش نام و بودش پدر
  3. بخش ۳۵ - رفتن جناب مسلم به مدینه ی طیبهشدآنگه زبطحا زمین رهسپار
  4. بخش ۳۶ - ذکر راه گم کردن جناب مسلم و مردن آن دو نفر بلدی راهش از تشنگیبه هامون رسیدند چون ناگهان
  5. بخش ۳۷ - وارد شدن جناب مسلم به کوفه درخانه ی مختار وفاداربه ایوان مختار بردند رخت
  6. بخش ۳۸ - نامه نوشتن جناب مسلم به حضرتپس آنگه به بیعت گشادنددست
  7. بخش ۳۹ - آگاه کردن دوستان یزید اورا از کار جناب مسلمبزرگان که بودند درآن دیار
  8. بخش ۴۰ - رسیدن نامه ی یزید به ابن زیاد دربصرهبه پور زیاد آن بد اندیش دیو
همه‌ی خیابان اول ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.