پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان اول

بخش ۱۰۶ - مشورت کردن عمرسعد با پسران خود در جنگ نمودن با امام علیه السلام

کهین داشت نام نیا از پدر

به کردار بهتر زمهتر پسر

بداختر پدر گفت با آن دوتن

که هان ای دوفرزند دلبند من

شمارا دراین داوری چیست رای؟

سپه برکشم یا بمانم به جای؟

مهین گفت: تیغ ستم تیز کن

کهین گفت: زین کار پرهیز کن

مهین گفت: رو- زین جهان کام گیر

کهین گفت: درخانه ام آرام گیر

مهین گفت: مگذر ز رای امیر

کهین گفت: فرمان احمد پذیر

مهین گفت:برملک سالارباش

کهین گفت:ترسان زدادارباش

مهین گفت: درتاز رخش یلی

کهین گفت: آزرم دار ازعلی

مهین گفت: ازین ره مکن واهمه

کیهن گفت:آزرمی ازفاطمه

مهین گفت: فرماندهی خوشتر است

کهین گفت: دوزخ تورا کیفر است

مهین گفت: بشنو یکی پند من

کهین گفت: نفریبدت اهرمن

چوگفتارشان اندرآمد به پای

برآمد غو ویله زاهل سرای

عمر آن ستمگستر زشت کیش

شگفتی فرو ماند درکار خویش

به خود گفت با شاه یثرب دیار

گل باغ پیغمبر تاجدار

نشاید که پیکار وجنگ آورم

سردوده در زیر ننگ آورم

دگر باخداوند دنیا ودین

نپویم ره جنگ و پرخاش وکین

نباشد مرا حکمرانی به ری

هم آخر یزیدم بتازد ز پی

درآخر زایین حق بازگشت

به دیو فسون پیشه انباز گشت

همانا چه دری گرانمایه سفت

دراین ره خداوند شهنامه گفت:

چو تیره شود مرد را روزگار

همه آن کند کش نیاید به کار

شنیدم به روزی ز مردی بزرگ

جهاندیده وسرفرازی سترگ

ادامه‌ی خیابان اول

  1. بخش ۱۰۸ - حکایت کردن کامل کیفیت دیر راهب رابرای ابن سعد ملعونبه باب تو ای مرد پرخاشگر
  2. بخش ۱۰۹ - فرستادن ابن زیاد سپاه به سرداری عمر بن سعد به زمین کربلازکوفه برون تاخت زی کربلا
  3. بخش ۱۱۰ - آمدن حبیت ابن مظاهر و مسلم بن عوسجهرسید آنچه بر آل احمد – ستم
  4. بخش ۱۱۱ - رفتن حبیب مظاهر به آوردن طایفه ای بنی اسدشنیدم در آن دشت با شهریار
  5. بخش ۱۱۲ - ذکر رسیدن نامه ی ابن زیاد بدبنیاد به عمر بن سعددگر روز آب شب که چرخ بلند
  6. بخش ۱۱۳ - ذکر بستن ابن سعد آب را برروی امام علیه السلامبه فرزند مرجانه رفت آگهی
  7. بخش ۱۱۴ - انجمن فرمودن امام(ع)با عمر بن سعد ملعون درمیان دو لشگر و چگونگی آن حالشبی راد فرزند خیرالبشر
  8. بخش ۱۱۵ - نامه نوشتن ابن زیاد به ابن سعد وتحریص نمودن او را در جنگ با امام(ع)یکی نامه بنوشت پر سر زنش
همه‌ی خیابان اول ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.