پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨٨

با فلک دوش بخلوت گله ئی میکردم

که مرا از کرم تو سبب حرمان چیست

اینهمه جور تو با مردم فاضل ز چه خاست

وینهمه فضل تو با جاهل و با نادان چیست

فلکم گفت که ایخسرو اقلیم هنر

هست معهود چو این مشغله و افغان چیست

در زوایای فلک چشم بصیرت بگشای

با همه فضل برون آر که بی نقصان چیست

گر کنی دعوی همت بجهان ابن یمین

همچو دو نان سخن جامه و ذکر نان چیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٩٠بزرگوار امیری که زبده کرم است
  2. شمارهٔ ٩١بخور بنوش بپاش و بدان که حاصل عمر
  3. شمارهٔ ٩٢بگفتار اگر درفشاند کسی
  4. شمارهٔ ٩٣براه راست توانی رسید در مقصود
  5. شمارهٔ ٩۴تا توانی التماس از کس مکن
  6. شمارهٔ ٩۵ترک و تجریدست زاد اندر طریق راه حق
  7. شمارهٔ ٩۶تو ز من برتری اگر جستی
  8. شمارهٔ ٩٧تعیین دال و ذال که در مفردی فتد
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.