پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨٧۶

مرا ز خدمت عالیجناب آصف عهد

علاء دولت و دین هندوی مبارک رای

ملامت آن نفس افزود و نفرت آندم خاست

که عزم ثابت او را برفت پای از جای

نشاند بیهنرانرا بجای اهل هنر

ندید هیچ تفاوت ز کوف تا بهمای

بر آستان چنوئی اقامت چو منی

برای منصب و مالست یا برای خدای

چو این دو نیست مهیا چرا بمدحت او

زبان بهر زه درائی گشوده ام چو درای

عجب که خواجه ندانست و داند اینمعنی

کسیکه باز تواند شناخت سر از پای

که هجو نیز توان گفت و هیچ مشکل نیست

بدان زبان که بود خواجه را مدیح سرای

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٨٧٨ندیده نان تو اندر جهان کسی هرگز
  2. شمارهٔ ٨٧٩ - القطعه فی الشعرنگار ما هر خم چون گره زند بر موی
  3. شمارهٔ ٨٨٠والا شهاب دولت و دین ایکه در کرم
  4. شمارهٔ ٨٨١همی گفتم از راه ضجرت شبی
  5. شمارهٔ ٨٨٢هرگز این آسمان سرگردان
  6. شمارهٔ ٨٨٣هر که در عالم رندی قدمی رفته بود
  7. شمارهٔ ٨٨۴هر چه در دولت تو ساخته اند
  8. شمارهٔ ٨٨۵هزار اهل مروت در آمدند از پای
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.