پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨۶٣

گر تمتع ترا ز نقره و زر

اینقدر بس که قابض آنی

یک سخن بیغرض ز من بشنو

غم خود خور که سخت نادانی

چه نهی سیم و زر بدشواری

تا خورد دشمنت بآسانی

گر مراد از زرت وجود زرست

فرض کردم که سر بسر کانی

چون ز گنج خودت نصیبی نیست

تو مر آن گنج را نگهبانی

بشنو این نکته را ز ابن یمین

که ترا هست مشفق جانی

سیم آن به که رغم دشمن را

در ره دوستان بر افشانی

مال تو داد دشمنت بدهد

گر تو زو داد دوست نستانی

شمع جمع انگهی توانی شد

کافکنی سیم در پریشانی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٨۶۵گذر کن از ره لطف ای نسیم باد شمال
  2. شمارهٔ ٨۶۶مرا در خفیه دی میگفت یاری
  3. شمارهٔ ٨۶٧مکافات بدی کردن حلالست
  4. شمارهٔ ٨۶٨منم آنکه در مدحتت طبع من
  5. شمارهٔ ٨۶٩من شنیدم که از ره شفقت
  6. شمارهٔ ٨٧٠منم آنکس که در اشعار عذبم
  7. شمارهٔ ٨٧١من اندر کسب اسباب فضائل
  8. شمارهٔ ٨٧٢من و نفس نفیس و فقر و فاقه
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.