پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨٠٠

این بزرگان که بنوخاستگان مشهورند

نرسیدست بر ایشان ز کرم جز نامی

چون ندانند که انعام چه باشد بمثل

نتوان داشت ازیشان طمع انعامی

هر یکی را که تو پاشنده قومش دانی

بر سر دانه کشیدست بدستان دامی

تا نگویند که داد-ار شنود صد دشنام

بمکافات یکی را ندهد دشنامی

دی یکی گفت که ای ابن یمین تا کی ازین

عمر کردن تلف و وجه معاش از وامی

عرضه کن حال دل سوخته پیش همه شان

گفتم این دیگ هوس را نپزد جز خامی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٨٠٢ای صاحبی که یابد از لطف دلگشایت
  2. شمارهٔ ٨٠٣ای نفس سپیده دم جان دهمت بخدمتی
  3. شمارهٔ ٨٠۴بحر جود و کرم جمال الدین
  4. شمارهٔ ٨٠۵با حریفان بر بساط دهر ای نیکوخصال
  5. شمارهٔ ٨٠۶بوالفضولی مرا بکنجی دید
  6. شمارهٔ ٨٠٧بیادگار من ای یار اگر نگهداری
  7. شمارهٔ ٨٠٨با من پدر که مرقد او باد پر ز نور
  8. شمارهٔ ٨٠٩بشنو ای فرزانه حبری کز لغت‌های فصیح
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.