پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨٠٢

ای صاحبی که یابد از لطف دلگشایت

محبوس چاه محنت از بند غم رهائی

گر پرتوی ز رایت بر خاک تیره افتد

هر ذره آفتابی گردد بروشنائی

آنم که فکر بکرم با زیور مدیحت

مشهور عالمی شد در حسن و دلربائی

پیوسته ام بمهرت وز دیگران گسسته

در دیده خاک پایت کرده بتوتیائی

گفتم بصیقل لطف آئینه دلم را

روزی بشادکامی از زنگ غم زدائی

زان پس که چند گاهی بودم بر تو گفتی

در حضرتت بخوانم اصغا اگر نمائی

گر هرگزم نبینی در خاطرت نیایم

وانگه که پیشت آیم گوئی فلان کجائی

هرگز مباد بندی بر کارت اوفتاده

از کارم ار چه بندی هرگز نمیگشائی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٨٠۴بحر جود و کرم جمال الدین
  2. شمارهٔ ٨٠۵با حریفان بر بساط دهر ای نیکوخصال
  3. شمارهٔ ٨٠۶بوالفضولی مرا بکنجی دید
  4. شمارهٔ ٨٠٧بیادگار من ای یار اگر نگهداری
  5. شمارهٔ ٨٠٨با من پدر که مرقد او باد پر ز نور
  6. شمارهٔ ٨٠٩بشنو ای فرزانه حبری کز لغت‌های فصیح
  7. شمارهٔ ٨١٠با آنکه بی نصیبم از مال و جاه دنیا
  8. شمارهٔ ٨١١با خرد همره و دو لب بادب باز مکن
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.