پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٧١٠

یکچند شد که بر هدف دل کمان چرخ

تیر از کمین گشاد و فروبست کار من

وز دور نا موافق و ایام مختلف

آشفته شد چو زلف بتان روزگار من

وز اختلاف گردش گردون دون نواز

اغیار من شدند کنون یار غار من

وز صرصر هموم و دم سرد حاسدان

بی برگ و بینوا چو خزان شد بهار من

با عقل کار دیده که در حل مشکلات

رای ویست مؤنمن و مستشار من

گفتم از آنچه میکشم از دهر شمه ئی

زان پس که در گذشت ز حد اضطرار من

گفتا که مسپر ابن یمین جز طریق صبر

کاینست در حوادث دهر اختیار من

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٧١٢یکروز بپرسید منوچهر ز سالار
  2. شمارهٔ ٧١٣مرا گفتند ابوبکر و عمر را
  3. شمارهٔ ٧١۴ای شهنشاهی که هر جا در جهان آزاده ایست
  4. شمارهٔ ٧١۵ای شهنشاهی که ترک آسمان بندد کمر
  5. شمارهٔ ٧١۶آصف ایام تاج ملک و دین عبدالکریم
  6. شمارهٔ ٧١٧ایدل صبور باش بر احداث روزگار
  7. شمارهٔ ٧١٨بر فلک دل منه ار بوی خرد یافته‌ای
  8. شمارهٔ ٧١٩پدری با پسر بشفقت گفت
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.