پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٧٠٨

هست کار سعادت دنیا

راست همچون مناره برفین

آفتاب تموز حادثه ها

برگشاده برو- ز تاب کمین

در تزلزل بنای ارکانش

دل برو کی نهند اهل یقین

ناگهانی ز هم فرو ریزد

که امید ثبات دارد ازین

هر کرا آز پیشوائی کرد

باز نشناخت مهر چرخ از کین

هر زمانش زبان حرص کند

آیتی دیگر از هوا تلقین

ما و یاری و کنج عافیتی

که همینست و بس بهشت برین

اینسخن باور از نمیداری

خیز و رنجه شو و بیا و ببین

زانگروهی که سخره شهرند

تا بدانی که نیست ابن یمین

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٧١٠یکچند شد که بر هدف دل کمان چرخ
  2. شمارهٔ ٧١١یک نصیحت بشنو از من کاندران نبود غرض
  3. شمارهٔ ٧١٢یکروز بپرسید منوچهر ز سالار
  4. شمارهٔ ٧١٣مرا گفتند ابوبکر و عمر را
  5. شمارهٔ ٧١۴ای شهنشاهی که هر جا در جهان آزاده ایست
  6. شمارهٔ ٧١۵ای شهنشاهی که ترک آسمان بندد کمر
  7. شمارهٔ ٧١۶آصف ایام تاج ملک و دین عبدالکریم
  8. شمارهٔ ٧١٧ایدل صبور باش بر احداث روزگار
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.