پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶۵٨

بدرگاه عماد دولت و دین

که هست ابن یمینش بنده از جان

دو سه فصل از مهمات ضروری

کنم معروض اگر داری سر آن

بدان امید کاندر وقت فرصت

کند معلوم رأی شاه ایران

نظام ملک و ملت شاه یحیی

که باد از شرق تا غربش بفرمان

نخستین آنکه بی وجه معاشم

وزین دارم دلی دائم پریشان

امیدم هست کز دیوان خسرو

کفافی گرددم مجری ز دیوان

دوم بر دل ز قرضم هست دردی

که غیر از لطف شاهش نیست درمان

خلاصم گر دهد لطفش ازین درد

کمال شهریاری را چه نقصان

بگویم راست کین قرض از چه دارم

ز دخل اندک و خرج فراوان

سوم تشریف سر تا پای دارم

امید از جود شاهنشاه کیهان

از آن گویا محمد سیرت آمد

منش حسان صفت هستم ثنا خوان

اگر شاهم دهد خلعت چه باشد

محمد داد هم خلعت بحسان

چهارم آنکه گستاخی نمودم

امید عفو میدارم ز سلطان

جهانی در پناه جاه اویند

که بادا در پناه لطف یزدان

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۶٠بنظم با تو بگویم بنای مصدر را
  2. شمارهٔ ۶۶١بچنگ شیر تن خویش را رها کردن
  3. شمارهٔ ۶۶٢پیام من که رساند چنانکه میگویم
  4. شمارهٔ ۶۶٣پریشان باد هر کو خاطری را
  5. شمارهٔ ۶۶۴پیش اهل کمال نقصانست
  6. شمارهٔ ۶۶۵تاج فرق اهل دانش ای عروس فضل را
  7. شمارهٔ ۶۶۶تریاق و ارقمست مرا بر سر زبان
  8. شمارهٔ ۶۶٧جهان نزد عاقل نیرزد بدان
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.