پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶۴۵

الا ایصبا خدمتم عرضه دار

بدرگاه دستور با زیب و زین

سرسرکشان کز بلندی قدر

همی بسپرد تارک فرقدین

اگر بگذرد برق تیغش بکوه

بلرزد چو سیماب در کان لجین

ز بیم سخای در افشان کفش

شود زرد رخ همچو بیجاده عین

بگویش که سوی خراسان خرام

که در دین ز حب وطن نیست شین

همان تا نهد خصم بر سر کلاه

ز ایران برانش بخف حنین

اگر خصم گوید که من چون تو ام

خرد صدق را باز داند ز بین

بصورت بود عین چون غین لیک

بود نهصد و سی کم از غین عین

حسن نیست با عدل تو چون منی

بتیغ ستم خسته همچون حسین

بیا کام ابن یمین را برآر

که در ذمت همتت هست دین

تو در نیکنامی بمان جاودان

که آمد بد اندیش را حین حین

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۴٧آصف ثانی علاء ملک و دین کو را خطاب
  2. شمارهٔ ۶۴٨امیر حیدری ایسالک مسالک حق
  3. شمارهٔ ۶۴٩آنم که بندگی نکنم حرص و آزار
  4. شمارهٔ ۶۵٠اگر تو در کلام الله نون ساکن و تنوین
  5. شمارهٔ ۶۵١اگر مجال بود بندگی ابن یمین
  6. شمارهٔ ۶۵٢ای عزیز ار نصیحتی کنمت
  7. شمارهٔ ۶۵٣ای خداوندی که اندر دفع فاقه جود تو
  8. شمارهٔ ۶۵۴بتعییر دی گفت با من یکی
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.