پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵٩

آنکس که جوینی و گلیمیش به دست است

گر زین دو فزون میطلبد آز پرست است

بیشی مطلب زانکه درست است یقینم

کان خامه که این نقش نگارید شکسته‌است

در وجه معاش تو براتی که نوشتند

تغییر نیابد که ز دیوان الست است

باید به قضا داد رضا اهل خرد را

کان دست بلند است که مالندهٔ پست است

ای دل سپر حزم کنون سود ندارد

دیریست که از شست قضا تیر بجسته‌ست

چون زاغ کمان گوشه نشین باش به دشتی

سیمرغ بدین حیله ز هر دام برسته‌ست

ماهی که ز دریا ننهد روی به ساحل

هرگز نشنیدم که درافتاده به شست است

قوّاده لقب هدهد از آمد شدِ خود یافت

عنقا شه مرغان ز چه از بهر نشست است

کنجی و کتابی و جوینی و گلیمی

هست ابن یمین را خوش اگر پیش تو زشت است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶١ایکه در جمع مال می بینم
  2. شمارهٔ ۶٢ایدل اندر جهان کریم مجوی
  3. شمارهٔ ۶٣یفلک با من اگر بد کنی ار نیک رواست
  4. شمارهٔ ۶۴آنکه از برق سحاب کرم شامل او
  5. شمارهٔ ۶۵ای شده ظاهر پرست باطنت آباد کن
  6. شمارهٔ ۶۶ایزدا مستحق عفو توأم
  7. شمارهٔ ۶٧الهی ز فرط وثوقی که هست
  8. شمارهٔ ۶٨ایدل اگر زمانه بصد غم نشاندت
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.