پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵٣١

دلا تا میتوان کردن منه پیش سران گردن

ترا خود وجه نان خوردن رساند قادر مطلق

ببر شاخ طمع از پی که باشد بار آن لاشی

طمع اسمی بود کزوی شود صدر شور و شر مشتق

بمجلس پسته خندان کن زبانرا شکر افشان کن

چو گل برگت پریشان کن که تا جذرت شود منطق

کسی کو شد بزر شهره و ز او اصحاب بی بهره

از آنسان بیدل و زهره چه خواند عاقلش احمق

مجوی ابن یمین زین پس نظام کار خود از کس

ترا در سازگاری بس توکل کردنت بر حق

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵٣٣مدتی گردون دونم خسته و آزرده داشت
  2. شمارهٔ ۵٣۴پیروی خردت روی ظفر بنماید
  3. شمارهٔ ۵٣۵دختران ضمیر ابن یمین
  4. شمارهٔ ۵٣۶ز دلتنگی خرد را دوش گفتم
  5. شمارهٔ ۵٣٧زهی ابله کسی کز بهر مرده
  6. شمارهٔ ۵٣٨رسم کرم مجو ز بخیلان روزگار
  7. شمارهٔ ۵٣٩مرد ثابت قدم آنست که از جا نرود
  8. شمارهٔ ۵۴٠ای پسر بشنو ز من پندی بغایت سودمند
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.