پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٩

ایخسرو زمانه که ارکان ملک و دین

الا بیمن عدل تو محکم اساس نیست

بر بام قصر جاه تو کان چرخ هفتم است

کیوان چو هندوان بجز از بهر پاس نیست

جام جهان نمای که خوانندش آفتاب

در بزم تو بغیر زر اندوده طاس نیست

نسبت نمیکنم کف راد ترا بکان

کان ممسک است و در کف تو احتباس نیست

هر چند آفتاب کفت عین عالم است

الا زنور رای تواش اقتباس نیست

خواهد چو خوشه خصم ترا سر برید چرخ

زان در کفش هلال بجز شکل داس نیست

دشمن شکوه شیر ببیند ز صولتت

گر ز انکه چشم بسته چو گاو خراس نیست

ایسروریکه نور در آئینه سپهر

الا ز رأی تو بره انعکاس نیست

ابن یمین که بنده خاک جناب تست

دارد حکایتی که در آن التباس نیست

هر کس که یافت صدمت سحر بیان من

چون سامریش ناله بجز لامساس نیست

بیت مرا که رکن و اساسش مدیح تست

مگذار مندرس که گه اندراس نیست

بس عقدهای گوهر موزون نثار تو

کردم از انکه مثل تو گوهر شناس نیست

اکنون که در پناه حریم حمایتت

از چنگ باز کبک دری را هراس نیست

از دور روزگار ستمها کشیده ام

کانرا بسان عدل تو حد و قیاس نیست

از تند باد حادثه سرما گرفته ام

وز بیم روزگار مجال عطاس نیست

بستان ز روزگار ستمکاره داد من

سهلست اینقدر بجز این التماس نیست

بادا همیشه طالع سعد تو در صعود

چندانکه در صعود ذنب همچو راس نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵١اکنون که هر کسی بمرادات واصلند
  2. شمارهٔ ۵٢آفت مرد چون ز شهرت اوست
  3. شمارهٔ ۵٣الهی معاصی ابن یمین
  4. شمارهٔ ۵۴از کوی حیات تا در مرگ
  5. شمارهٔ ۵۵استاد کارخانه دنیا بهیچ وقت
  6. شمارهٔ ۵۶ای پسر در ضبط آنچت هست جهدی مینمای
  7. شمارهٔ ۵٧ایدل وفا امید مدار از مدار چرخ
  8. شمارهٔ ۵٨ایدل ازینجهان اگرت رای رفتنست
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.