پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٨

اهل هنر را کنون خطبه بنام منست

ملک سخن گستری جمله بکام منست

نقد سخن چون روان بر سر بازار فضل

چون نشود چون بر او سکه بنام منست

روز و شب من یکیست بر ره ظلمت ز نور

صبح دوم از ضمیر همدم شام منست

بر سر میدان صبر رفته بجولان منم

توسن نفس حرون سخره ورام منست

مذهب حق دارم و ملت خیرالبشر

در بدو نیک جهان عقل امام منست

رغبت باغ کسم نیست و گر هست ارم

روضه اخلاق نیک دار سلام منست

منت رضوان چرا از پی کوثر کشم

جوی می و انگبین جرعه جام منست

بر در هر سفله ئی پیش نباشم بپای

صدر هنر پروری چونکه مقام منست

چند چو کرکس توان در پی مردار بود

باز سفید فلک صید حمام منست

چونکه ز دو نان دهر نیست دو نانم طمع

غره شوالشان ماه صیام منست

طفل نیم چون خورم شیر ز پستان آز

مادر طبع مرا وقت فطام منست

گر چه چو یوسف شدم بسته بزندان غم

گرد جهان چون مسیح صیت کلام منست

هر سخن پاک را کاهل خرد پخته اند

اینهمه بگذاشتیم آنهمه خام منست

کیست که گوید زمن پیش بزرگان فضل

کابن یمین کاینسخن گفت بنام منست

کز پی صید هنر دانه دل ریختم

مرغ فضایل از آن بسته دام منست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵٠آرزومندی بدرگاه عبودیت مرا
  2. شمارهٔ ۵١اکنون که هر کسی بمرادات واصلند
  3. شمارهٔ ۵٢آفت مرد چون ز شهرت اوست
  4. شمارهٔ ۵٣الهی معاصی ابن یمین
  5. شمارهٔ ۵۴از کوی حیات تا در مرگ
  6. شمارهٔ ۵۵استاد کارخانه دنیا بهیچ وقت
  7. شمارهٔ ۵۶ای پسر در ضبط آنچت هست جهدی مینمای
  8. شمارهٔ ۵٧ایدل وفا امید مدار از مدار چرخ
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.