پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢٩

منور شد به شمس دولت و دین

دو گیتی چون هم این دارد هم آن را

خرد در جنب ذات پاک اصلش

فروتر از هجین دارد هجان را

شکست تیر را در عهد کلکش

سپهر اندر کمین دارد کمان را

به قصد جان بدخواهانش مریخ

کشیده در سنین دارد سنان را

عدو بهر هزیمت در جدالش

قوی حصنی حصین دارد حصان را

اگر نحسین را افتد قرانی

دوا آن بی‌قرین دارد قران را

به عون دولت ار باشد مرادش

شجاع و با حنین دارد حنان را

اگر خواهد عجب نبود ز حزمش

که ثابت چون زمین دارد زمان را

مکان سرفرازی را مکین است

بحمدالله مکین دارد مکان را

نشان مکرمت جستم فلک گفت

کنون مسندنشین دارد نشان را

سزد کابن یمین در مجلس او

که از جای چنین دارد چنان را

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٣١هر که در مال میکند ضنت
  2. شمارهٔ ٣٢یکی گفت با من که خورشید تافت
  3. شمارهٔ ٣٣ای جوانبختی که در خلوتسرای کاینات
  4. شمارهٔ ٣۴ای خدیوی که عهد دولت تو
  5. شمارهٔ ٣۵ایدل جهان بکام گرت نیست گو مباش
  6. شمارهٔ ٣۶اگر نیک و گر بد چو خواهد رسید
  7. شمارهٔ ٣٧چو دونان درین خاکدان دنی
  8. شمارهٔ ٣٨دو مشفق اند ادیب و طبیب بر سر تو
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.