پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢٨

علاء دولت و دین آصف سلیمان فر

زهی جناب تو ارباب فضل را مأوا

ز حادثات کسی کالتجا بجاه تو کرد

درآمد از تف دوزخ بسایه طوبی

توئیکه گوهر مدحت بنظم ابن یمین

ز راه مرتبه گشتست زیور دنیا

منم که نام تو در هر هنر که نام برند

کناره کرد بتابید شعرم از شعرا

مرا بپرور و نام نکو بدست آور

که نام نیک ز هرچ آوری بود اولی

سخن جدا کند اندر زمانه نیک از بد

نگاه کن که چه خوش گفت صابر اینمعنی

چه پایه ذکر که از شعر منتشر گشتست

کریم را بمدیح ولئیم را بهجا

ترا خدای بحمدالله آن کرم دادست

که منشی فلکی مدح تو کند انشا

بقای عمر تو بادا که خود مدایح تو

همیکند کرمت بر سخنوران املا

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٣٠مده دل ز دست ار غمی هست و خوفی
  2. شمارهٔ ٣١هر که در مال میکند ضنت
  3. شمارهٔ ٣٢یکی گفت با من که خورشید تافت
  4. شمارهٔ ٣٣ای جوانبختی که در خلوتسرای کاینات
  5. شمارهٔ ٣۴ای خدیوی که عهد دولت تو
  6. شمارهٔ ٣۵ایدل جهان بکام گرت نیست گو مباش
  7. شمارهٔ ٣۶اگر نیک و گر بد چو خواهد رسید
  8. شمارهٔ ٣٧چو دونان درین خاکدان دنی
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.