پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١۴٨

کسی گفت عزت بمال اندرست

که دنیا و دین را درم یاورست

چه مردی کند زور بازوی جاه

که بی مال سلطان بی لشکرست

تهیدست با هیبت و نام نیک

زن زشتروئی که بیچادرست

بدان مرغ ماند که بر شخص او

پرو پوش بسیار و بس لاغرست

دگر کس نگر تا جوابش چه داد

بجاهست اگر آدمی سرورست

بذلت بود مرد مجهول نام

وگر خود ز مال آستانش زرست

خردمند را جاه باید نه مال

وگر مال خواهی بجاه اندرست

وگر راست خواهی ز سعدی شنو

قناعت ازین هر دو نیکوترست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١۵٠گر وعده ئی که داد مرا آصف زمان
  2. شمارهٔ ١۵١لطفی کن وز سگ صفتان آرزو ببر
  3. شمارهٔ ١۵٢گر چو سندان بود ترا دندان
  4. شمارهٔ ١۵٣گفتم بدل که غم مخور اندر جهان بسی
  5. شمارهٔ ١۵۴گر مرا دور فلک کرد تهیدست چو سرو
  6. شمارهٔ ١۵۵گر جهانی ز دست تو برود
  7. شمارهٔ ١۵۶گر آسیای چرخ ترا آرد میکند
  8. شمارهٔ ١۵٧لاله را گفتم ای پری پیکر
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.