پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ٣٨ - قصیده فی النصیحه

ایها الناس دل از کار جهان برگیرید

رستگاری طلبید و ره داور گیرید

تا چو پروانه درآئید بنور از ظلمات

هر زمان شمع صفت سوز دل از سر گیرید

چهره در بوته اخلاص بکردار خلاص

از تف آتش دل یکسره در زر گیرید

بگذرید از سر شر چون ز شما خیری نیست

خیر بسیار بود آنکه کم شر گیرید

خیزد از بحر معاصی گهر عیش و لیک

تا نگردید غریقش کم گوهر گیرید

هر چه از نیک و بد امروز نهان میدارید

جمله فردا بظهور آید و کیفر گیرید

آخر کار چو این ره بدری می نرود

ترک این راه کنید و ره دیگر گیرید

دهقنت بر صفت اهل صفا پیشه کنید

تا بتدریج بر کشته خود بر گیرید

ره بمقصد نبرید ار نبود راهبری

تا رسد راه بمقصد پی رهبر گیرید

مصطفی آنک چو بر تربت یثرب گذرید

از چراغ دل او شمع صفا در گیرید

رهبری کو بود ایمن ز خطا در ره حق

جز پیمبر نبود راه پیمبر گیرید

و آنکه ذاتش بصفا هست یکی شهر علوم

تا بدان شهر در آئید ره در گیرید

مرتضی را در آن شهر شناسید که اوست

آن کز او رسم و ره شرع مطهر گیرید

رفعت منبر او گر بیقین نشناسید

اولین پایه او طارم اخضر گیرید

کثرت علم وی از لفظ سلونی دانید

زور بازوش قیاس از در خیبر گیرید

هست چندان هنر او را که چو تعداد کنید

کمترین منقبتش کشتن عنتر گیرید

ایعزیزان سخنی بیغرض از ابن یمین

بشنوید و همه بر خاطر انور گیرید

اگر از تشنگی روز قیامت ترسید

دامن مرحمت ساقی کوثر گیرید

در زمین دل و جان دانه مهرش کارید

تا بر کشته خود هر چه نکوتر گیرید

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴٠ - ایضاً قصیده له در مدح علاءالدین محمداین سعادت بین که باز اهل خراسان یافتند
  2. شمارهٔ ۴١ - ایضاً لهآن پریچهره که صد عاشق زارش باشد
  3. شمارهٔ ۴٢ - وله فی المدح ایضاًاین سعادت بین که باز اندر زمان آمد پدید
  4. شمارهٔ ۴٣ - قصیده ایضاً له در مدح طغا یتمور خان و تهنیت ورود اوایدل بیار مژده که شاه جهان رسید
  5. شمارهٔ ۴۴ - قصیده در مدح محمد بیک ارغونشاهامیری کو سزای گاه باشد
  6. شمارهٔ ۴۵ - قصیدهبار دگر زمانه مراد دلم بداد
  7. شمارهٔ ۴۶ - ولهبا شاه بین چه مرحمتست این که حق نمود
  8. شمارهٔ ۴٧ - وله ایضاًترک من بر سطح مه خطی مدور می‌کشد
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.