پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ٣۶ - قصیده

الوداع ایدل که ما زینجا سفر خواهیم کرد

منزل اصلی خود جای دگر خواهیم کرد

هست دنیا در حقیقت رود عقبی را پلی

ما مسافر بیگمان زین پل گذر خواهیم کرد

تا بکی در چار میخ طبع خود بینیم رنج

نفس را زین چار میخ غم بدر خواهیم کرد

ما با کراهیم چون یوسف درین زندان اسیر

مصر عزت را عزیز آسا مقر خواهیم کرد

همچو نی در بند شکر مانده ایم اما چو سرو

تا شویم آزاد خود ترک شکر خواهیم کرد

حاصل دنیا متاعی نیست کانرا قیمتست

زو چو صاحب همتان قطع نظر خواهیم کرد

کار دنیا دیده ایم و حال او دانسته ایم

جهل باشد رغبتش منبعد اگر خواهیم کرد

ما ازینجا شاد و خرم میرویم از بهر آنک

منزل اندر بقعه ئی زین خوبتر خواهیم کرد

گوهری خواهیم کشتن شبچراغ عالمی

چون تن اندر خاک پنهان همچو زر خواهیم کرد

گر کلاه عمر بر باید قضا از سر چه باک

با فلک چون دست همت در کمر خواهیم کرد

هر کرا عزم تماشای ریاض قدس هست

گو مهیا شو که مانا گه سفر خواهیم کرد

میرویم آنجا که حق یابیم چون ابن یمین

عمر تا کی در سر یوک و مگر خواهیم کرد

قطع کردیم از همه عالم کنون آرامگاه

در جناب حضرت خیرالبشر خواهیم کرد

رهبر اولاد آدم مصطفی کز پیرویش

تارک افلاکیان را پی سپر خواهیم کرد

پیروی کردیم شرع مصطفی را تاکنون

شکر ایزد کاندرین عمری بس خواهیم کرد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ٣٨ - قصیده فی النصیحهایها الناس دل از کار جهان برگیرید
  2. شمارهٔ ٣٩ - وله قصیده در مدح امیرمعز الدین حسین کرتاین منم یا رب که بختم پیشوایی می‌کند
  3. شمارهٔ ۴٠ - ایضاً قصیده له در مدح علاءالدین محمداین سعادت بین که باز اهل خراسان یافتند
  4. شمارهٔ ۴١ - ایضاً لهآن پریچهره که صد عاشق زارش باشد
  5. شمارهٔ ۴٢ - وله فی المدح ایضاًاین سعادت بین که باز اندر زمان آمد پدید
  6. شمارهٔ ۴٣ - قصیده ایضاً له در مدح طغا یتمور خان و تهنیت ورود اوایدل بیار مژده که شاه جهان رسید
  7. شمارهٔ ۴۴ - قصیده در مدح محمد بیک ارغونشاهامیری کو سزای گاه باشد
  8. شمارهٔ ۴۵ - قصیدهبار دگر زمانه مراد دلم بداد
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.