پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١٨ - قصیده ایضاً له

ای کاشف اسرار فلک رأی منیرت

وی مظهر انوار سعادات ضمیرت

تو یوسف مصری و عزیز همه آفاق

بر جمله خزائن بجهان کرد امیرت

ای میر محمد توئی آنکس که بمردی

مانند علی نیست در ایام نظیرت

در معرکه خصم تو که بادا بجهان گم

چون زاغ کمان گوشه نشین گشت چو تیرت

هر گه که سنان راست کنی بر دل دشمن

گر آهن و سنگست نماید چو حریرت

در پاشی انوار تو از وصف برونست

با فیض کف راد نمودست حقیرت

در بزم چو جنت بنشین شاد چو رضوان

کز غالیه حور بسوزند عبیرت

زان خوشه انگور که پروین لقب اوست

نشگفت گر آرند گه بزم عصیرت

هر پیر و جوانرا که نظر بر رخت افتد

با بخت جوان بیند و با دانش پیرت

در تربیت بنده خود ابن یمین کوش

زیرا که نباشد ز چنین بنده گزیرت

از تست جهان کرم آباد که بادا

دارای جهان تا که جهانست نصیرت

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ٢٠ - ایضاً لهای سایه خدای توئی همچو آفتاب
  2. شمارهٔ ٢١ - قصیدهجهان پیر را دولت جوانست
  3. شمارهٔ ٢٢ - ایضاً له قصیدهچون فلک از آفتاب مشعله ئی درگرفت
  4. شمارهٔ ٢٣ - قصیده در تعریف بنای مسجد جامع سبزوار و مدح تاج الدین بانی آنحبذّا طاقی که جفت این رواق اخضرست
  5. شمارهٔ ٢۴ - قصیده فی المنقبهخرم دلی که مجمع سودای حیدرست
  6. شمارهٔ ٢۵ - قصیدهدو سه روزی دگرم جان بر تن مهمانست
  7. شمارهٔ ٢۶ - وله ایضاً قصیده در مدح علاءالدین محمدساقی بیا که موسم نوشیدن ملست
  8. شمارهٔ ٢٧ - وله ایضاً ملمع در مدح وجیه الدین مسعود شاهساقی الاصحاب مائا بارقا کالنار هات
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.