پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ٢١ - قصیده

جهان پیر را دولت جوانست

که ارغونشاه نوئین جهانست

پناه ملک ارغونشاه عادل

که اندر ملک چون در تن روانست

زیمن عدل او سیمرغ فتنه

بگوشه گیری زاغ کمانست

هما آسا عقاب رایت او

ز روی خاصیت سلطان نشانست

جهان از عدل او تا یافت سدی

ز یأجوج حوادث در امانست

گر از داد و دهش پرسی چه گویم

چه جای حاتم و نوشیروانست

گه رزمش ببین وز پور دستان

مگو کان داستان باستانست

ببزمش در نگر گوئی بهارست

ولیکن چون خزانش زرفشانست

خزانست آن ندانم یا بهارست

بهار است این ندانم یا خزانست

خوشا ابن یمین گوید ببزمش

بگلرخ ساقئی کارام جانست

سبکروحا برو رطل گران ده

که بیگه شد گه رطل گرانست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ٢٣ - قصیده در تعریف بنای مسجد جامع سبزوار و مدح تاج الدین بانی آنحبذّا طاقی که جفت این رواق اخضرست
  2. شمارهٔ ٢۴ - قصیده فی المنقبهخرم دلی که مجمع سودای حیدرست
  3. شمارهٔ ٢۵ - قصیدهدو سه روزی دگرم جان بر تن مهمانست
  4. شمارهٔ ٢۶ - وله ایضاً قصیده در مدح علاءالدین محمدساقی بیا که موسم نوشیدن ملست
  5. شمارهٔ ٢٧ - وله ایضاً ملمع در مدح وجیه الدین مسعود شاهساقی الاصحاب مائا بارقا کالنار هات
  6. شمارهٔ ٢٨ - وله در تهنیت عید روزهشهریارا ماه روزه بر تو میمون باد و هست
  7. شمارهٔ ٢٩ - قصیده در مدح خواجه یحییکار ملک و دین بحمدالله نظام از سرگرفت
  8. شمارهٔ ٣٠ - قصیده در مدح حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء و تعریف بقعه منوره اوگوهر افشان کن ز جان ایدل که میدانی چه جاست
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.