پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١١٨ - وله ایضاً در مدح خواجه علاءالدین هندو

روز جشن عربست ای مه خوبان عجم

وقت شادیست مباش از غم ایام دژم

می خور اندوه و غم گیتی بد عهد مخور

که کرا می نکند گیتی بد عهد بغم

بعد ازین رایت عیش و طرب افراخته دار

کز افق ماه نو عید برافراخت علم

روز عیدست بخور باده گلگون و بده

کآرزو میکندم باده ولی با تو بهم

باده از دست تو در مجلس دستور جهان

آب حیوان بود اندر چمن باغ ارم

جان فزاید می گلگون ز کف همچو توئی

خاصه در مجلس دارای عرب شاه عجم

آصف عهد علاء دول و دین هندو

که بود تارک ترک فلکش زیر قدم

آن جوانبخت که دائم فلک پیر بود

بر درش حلقه صفت پشت بخدمت زده خم

آنکه از غیرت بحر کف او ابر بهار

دارد اندر دل و در دیده مدام آتش و نم

کان ممسک بسخا چون کف رادت نبود

رشحه کوزه شناسد خرد از بحر خضم

دشمن از وی شود انجم صفت از مهر نهان

گر چه ز انجم بودش بر صفت مهر حشم

تیغ برانش گه رزم تو گوئی که مگر

رود نیل است روان گشته دراو آب بقم

خسروا چون سخن از رتبت و جاه تو رود

آسمانرا نرسد دم زدن از ملکت جم

کسوت ملک ببالای تو خیاط ازل

آن چنان دوخت که یکحبه نه بیش است و نه کم

تا در حضرت میمون تو اقبال گشاد

دولت احرام درش بست چو زوار حرم

صیقل رأی تو چون آینه از زنگ زدود

هر چه بر صفحه اوراق بد از ظلم و ظلم

شد سیاه آینه جان بد اندیش ز زنگ

بس که دادش فلک آینه گون عشوه و دم

گر بر آهو بره از نام تو حرزی بندند

از دلیری نخورد شیر جز از شیر اجم

خاکپای تو اگر باد رساند بچمن

گردش از دیده نرگس ببرد آفت نم

خلق را گر نزدی داعی جود تو صلا

کی بصحرای وجود آمدی از کتم عدم

حرص را گر چه بود علت جوع کلبی

چار پهلو کند از خوان نوال تو شکم

خرد ار رأی تو بیند که ببازار فلک

از زر مغربی مهر روانست درم

بر دعا ختم کند ابن یمین مدح ترا

ز آنکه بر کسوت مدح تو دعائیست علم

تا ز نوک قلم کاتب تقدیر بود

بر رخ تخته گردون به بد و نیک رقم

بادش از آب سیه دیده بکردار دوات

هر که سر بر خط فرمانت ندارد چو قلم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١٢٠ - قصیده در مدح طغایتمورخانکه برد رونق کان و که داد خجلت قلزم
  2. شمارهٔ ١٢١ - وله ایضاًهر گه که نام مجلس مولی همی برم
  3. شمارهٔ ١٢٢ - وله ایضاً قصیده در مدح زنگی بیک محمد برکال قتلغای چشم مست دلربای تو مست از شراب حسن
  4. شمارهٔ ١٢٣ - قصیده در مدح نظام الدین یحیی کرابیای داور زمانه و فرمانده زمین
  5. شمارهٔ ١٢۴ - وله ایضاً قصیده در مدح طغایتمورخانترا سزد بصفا ماه آسمان گفتن
  6. شمارهٔ ١٢۵ - وله ایضاً در مدح تاج الدین علی سربداریچون شد سعادت ابدی یار ملک و دین
  7. شمارهٔ ١٢۶ - ایضاً له در مدح نجم الدین عبدالعلیدوش وقت صبحدم از لطف رب العالمین
  8. شمارهٔ ١٢٧ - ایضاً له در مدح نظام الدین یحییساقی بیار باده که چون خلد شد چمن
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.