پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١

ای کرمت نظم داده کار جهانرا

والی اقلیم جسم ساخته جانرا

داده شتاب و درنگ از ره حکمت

قدرت تو هیأت زمین و زمانرا

کرده گهر پاش و درفشان بطبیعت

از کرم ابر بهار و باد خزانرا

بهر شکار خرد ز غمزه و ابرو

داده بهر ماهروی تیر و کمانرا

در چمن گلشن وجود خلایق

کرده بسی جویبار آب روانرا

هر چه ازین پیش بود و باشد ازین پس

علم تو دانسته آشکار و نهانرا

می نرسد پا بر آستان جلالت

وقت سیاحت خیال و وهم و گمانرا

لطف تو معنی نهفته در دل آگاه

حکمت تو در زبان نهاده بیانرا

قدرت تو داده ترجمانی فکرت

ز اول فطرت سخن سرای زبانرا

مهر تو در سنگریزه های بدخشی

تعبیه کرده است داروی خفقانرا

از پی نظم امور عالم هستی

قوت اعطا و منع داده بنانرا

شهپر مرغان که از قبیل جماد است

صنع تو کرده است آلت طیرانرا

لطف تو کانرا نهایتی نه پدیدست

نظم معاش و معاد خلق جهانرا

از همه عالم گزیده بهر رسالت

راهبر ساکنان کون و مکانرا

شمع نبوت چراغ دوده آدم

احمد مرسل مثلث قمرانرا

ابن یمین است روز حشر و رکابش

تا که بتابد سوی بهشت عنانرا

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ٣ - وله در مدح علاءالدین محمداگر تو جلوه دهی قامت چو طوبی را
  2. شمارهٔ ۴ - وله ایضاً در مدح حضرت مولی علی (ع) والصلوهمقتدای اهل عالم چون گذشت از مصطفا
  3. شمارهٔ ۵ - وله ایضاً در مدح علاءالدین محمدمدتی گردون ز غیرت داشت سرگردان مرا
  4. شمارهٔ ۶ - وله ایضاً در مدح امیر شیخ حسنواجب بود از راه نیاز اهل زمن را
  5. شمارهٔ ٧ - قصیده در مدح طغا تیمور خانای کرده روز را ز شب قیرگون نقاب
  6. شمارهٔ ٨ - ولهای بزیر سایه لطفت مدار آفتاب
  7. شمارهٔ ٩ - وله ایضاًحبذا قصری که دارد پای ثابت اندر آب
  8. شمارهٔ ١٠ - ایضاً قصیده در مدح و تهنیت ورود امیر یحییفرخنده باد مقدم دستور کامیاب
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.