پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ۶ - وله ایضاً در مدح امیر شیخ حسن

واجب بود از راه نیاز اهل زمن را

در خواستن از حق بدعا شیخ حسن را

آنسایه یزدان که چو خورشید بیاراست

رایش بصفا روی زمین را و زمن را

در رسته بازار هنر ملک خریده‌ست

وز گوهر شمشیر ادا کرده ثمن را

گر جمله جهان صدقه کند همت رادش

اینخانه ادا را بود اثار نه من را

از دل الم فقر برد مرهم جودش

زانگونه که صابون برد از جامه درن را

چون از پی تحریر کند خامه گهر بار

قیمت برود مرسله در عدن را

بر چرح کمان وش ز پی مدحت جاهش

سوفار صفت تیر گشاد است دهن را

یکروز مصافش زتن زار اعادی

صد ساله فزون طعمه دهد زاغ و زغن را

هنگام ملاقات دو صف از تف تیغش

بدرود کند جان سپر برد یمن را

از ربقه فرمانش سر آنکس که برون برد

آماده نهاد از پی خود تیغ و کفن را

آنکس نهد از درگه او روی بغیری

کز جهل کند تره بجا سلوی و من را

ایمظهر الطاف الهی دل پاکت

بشناخته چون مردم یکفن همه فن را

پیوسته ز پروانه رأی تو برد نور

این شمع زر اندوده فیروزه لگن را

بانگهت خلق تو ز خود لاف زدن نیست

جز عین خطا نافه آهوی ختن را

از گلشن خلق تو وزد باد بهاری

در باغ که خوشبوی کند صحن چمن را

سرتا سر آفاق چو بگرفت سپاهت

ناچار عدو هاویه بگزید وطن را

شمشیر تو اندر دل چون سنگ عدویت

مانند سنانی که دهد جای مسن را

گه تیغ تو سازد دو تن از یکتن دشمن

گه تیر تو یک تن کند از خصم دو تن را

چون دست اجل گردن خصم تو همی بست

از حبل وریدش بسزا یافت رسن را

بیداری و هوشیاری بخت تو ربوده است

از چشم بد حاسد جاه تو وسن را

هست ابن یمین داعی جاه تو وبا شد

آگاهی ازین واقف هر سر و علن را

تا در نظر دیده وران حسن فزاید

تاب وشکن زلف بت سیم ذقن را

بادا دل اعدای تو از صر صر قهرت

چون زلف بتان کرده ضمان تاب و شکن را

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ٨ - ولهای بزیر سایه لطفت مدار آفتاب
  2. شمارهٔ ٩ - وله ایضاًحبذا قصری که دارد پای ثابت اندر آب
  3. شمارهٔ ١٠ - ایضاً قصیده در مدح و تهنیت ورود امیر یحییفرخنده باد مقدم دستور کامیاب
  4. شمارهٔ ١١ - وله ایضاً در مدح امیر ستلمش بیگدوش این سیمرغ زرین بال یعنی آفتاب
  5. شمارهٔ ١٢ - ایضاً قصیده در مدح امیر تاج الدین علی سربداریمنت ایزد را که دیگر باره بی هیچ انقلاب
  6. شمارهٔ ١٣ - وله ایضاً فی التوحیدایدل گرت شناختن راه حق هواست
  7. شمارهٔ ١۴ - وله ایضاًای دیده در شناختن حال کاینات
  8. شمارهٔ ١۵ - ایضاً فی التوحیدایدل غافل بدان کاحوال عالم هیچ نیست
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.