پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۵۶ - نامۀ دهم از زبان معشوق

گو آنکه ترا انیس جان است

کام دل و راحت روان است

در چشم تو نیست جز خیالش

مقصود تو نیست جز وصالش

سرمایۀ راحت دلت اوست

پیرایۀ بخت مقبلت اوست

شد زنده به مهر او روانت

معمور ازوست ملک جانت

از بادۀ شوق او شدی مست

دادی به هوای او دل از دست

جان تو ز عشق او بقا یافت

چون صبح ز مهر او صفا یافت

آیینۀ حسن او دل تست

عشقش ز دو کون حاصل تست

معراج حقیقت است عشقش

منهاج طریقت است عشقش

گر کرد مدام غم اسیرت

گشت از ره لطف دستگیرت

درد تو به وصل خود دواکرد

کام تو ز لعل خود دواکرد

بعد از دعوات روح‌پرور

چون بوی گل و نسیم عنبر

می‌گویدت از طریق یاری

کای ره‌رو راه دوستداری

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۵۸ - فردبا من چو محبت تو جانی‌ست
  2. بخش ۵۹ - تمامی سخنبسیار جفا و رنج بردی
  3. بخش ۶۰ - باز آمدن صبا از معشوق به عاشقچون باد از آن نگار همدم
  4. بخش ۶۱ - در خاتمت کتابچون گشت تمام کار عاشق
  5. بخش ۶۲ - در نصیحت فرمایدرفت ابن عماد عمر برباد
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.