پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۶۱ - در خاتمت کتاب

چون گشت تمام کار عاشق

از وصل به صورت موافق

این نظم که بود در بیانش

در خاتمه گشت هم‌عنانش

چون دید خرد که این کواکب

از برج ضمیر گشت ثاقب

وین بکر بیان نقاب بگشود

وز حجله دل جمال بنمود

گفت این صنم بدیع‌منظر

وین ماه‌رخ لطیف‌پیکر

منظومۀ گوهر معانی

دیباچۀ نامۀ امانی

مصدوقۀ حال دردمندان

مجموعۀ راز مستمندان

این شمع که خاطر تو افروخت

وین گنج که فکرت تو اندوخت

این در گران‌بها که سفتی

وین قصۀ جان‌فزا که گفتی

شاید که به آب زر نویسند

بر صفحۀ ماه و خور نویسند

القصه مَهِ رَبیعُ‌الاَول

این نظم بدیع شد مکمل

در هفتصد و شصت بیت غرا

چون طرۀ دلبران مطرا

نظمی نه که چند دانۀ دُر

شد سفته به مهبط تفکر

منظوم بسان عقد پروین

موسوم به «رَوضَةُ ‌المُحِّبین»

از مدت هجرت محمد

رفته نود و چهار و هفصد

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.