پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۱ - بسم اللّٰه الرّحمن الرّحیم

الحَمدُ لِخالِقَ البَرایا

والشُکرُ لِواهِبَ العَطایا

ای نام تو صدر هر کتابی

و آرایش فصل هر خطابی

مفتاح خزینۀ معانی

عنوان صحیفۀ امانی

منشور کمال لایزالی

طغرای مثال بی‌مثالی

مفتوحۀ درس هر سخن‌سنج

بر دل ز یقین گشاده صد گنج

ذات تو منزه از تغیر

عقل از تو فتاده در تحیر

هم اول بی‌بدایتی تو

هم آخر بی‌نهایتی تو

هم نامه نام‌هاست نامت

قانون نجات شد کلامت

بر هرچه رقم زدی ز هستی

بی‌منت خامه نقش بستی

از علم تو نقطه‌ای ست عالم

زان دایره نقطه‌ای ست آدم

در راه تو عقل حکمت‌اندیش

عاجز شده از حقیقت خویش

از عجز مقدسان افلاک

بگشاده زبان ما عرفناک

در مجلس خاص نحن اقرب

شد پیر خرد چو طفل مکتب

صنع تو ورای فرش غبرا

افراشته نه سپهر خضرا

سبحان اللّٰه زهی خداوند

بی شبه و شریک و مثل و مانند

اوراست کمال پادشاهی

کس عارف او نشد کماهی

گه مشعل روز بر فروزد

تا بال غراب شب بسوزد

گه حجلۀ شب کند مطرا

تا جلوه دهد عروس مه را

از زلف شب است و عارض روز

کاین شاهد دهر شد دل افروز

اینت به معاش رهبری کرد

وانت به لباس رهبری کرد

صنعش که همه جهان بیاراست

از عشق درون جان بیاراست

بر صفحۀ دل علم روان کرد

آثار کمال خود عیان کرد

هردل که ز مهر او صفا یافت

از پرتو نور مصطفی یافت

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۳ - مناجاتای مقصد هر امیدواری
  2. بخش ۴ - سبب نظم کتابفرخنده شبی نشسته بودم
  3. بخش ۵ - در بیان عشق گویدخواهم ورقی نوشتن از عشق
  4. بخش ۶ - آغاز داستاناین طرفه حکایتی‌ست بشنو
  5. بخش ۷ - در صورت حال گویدبربود دلم به غمزه ماهی
  6. بخش ۸ - نامۀ اول از زبان عاشقگو ای مه آسمان خوبی
  7. بخش ۹ - غزلکای دل شده مبتلای عشقت
  8. بخش ۱۰ - فرددر عشق تو دل ز دست دادم
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.