پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۷

دم سرد بسته به پیش خود چقدر دماغ فسرده یخ

که به‌گرمیی نشد آشنا سر واعظ از زدن زنخ

شده خلقی آینه‌ دار دین به غرور فطرت عیب‌ بین

سر و برگ دیده‌وری‌ست این‌که ز خال می شمرند رخ

به تسلی دل بی‌صفا نبری زموعظه ماجرا

که ز آب سیل گزک دود به سر جراحت پر وسخ

چه سبب شد آینهٔ طلب‌ که دمید این همه تاب و تب

که‌ پر است از طرب و تعب سر مور تا به پر ملخ

ز فسون عالم عنکبوت املت‌کشیده به دام و بس

نفسی دو خیمهٔ ناز زن به طناب پوچ گسته نخ

ز قضا چه مژده شنیده‌ای‌ که سرت به فتنه‌ کشیده‌ای

به جنون اگر نتنیده‌ای رگ گردن توکه‌کرده شخ

به کمند کلفت پیش و پس نتپی چو بیدل بیخبر

تو مقید نفسی و بس دگرت چه دام و کجاست فخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۹شد لب شیرین ادایش با من از ابرام تلخ
  2. غزل شمارهٔ ۹۱۰تنگی آورده خانهٔ صیاد
  3. غزل شمارهٔ ۹۱۱ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد
  4. غزل شمارهٔ ۹۱۲گر شور مستی‌ام کند اندیشه گردباد
  5. غزل شمارهٔ ۹۱۳یأس‌فرسای تغافل دل ناشاد مباد
  6. غزل شمارهٔ ۹۱۴گر بی‌تو نگه را به تماشا هوس افتاد
  7. غزل شمارهٔ ۹۱۵تا عرق‌،‌گلبرگ حسنت یک دوشبنم آب داد
  8. غزل شمارهٔ ۹۱۶حسنی که یادش آینهٔ حیرت آب داد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.