پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۰

بی‌ادب بنیاد هستی عافیت دربار نیست

غیرضبط خود شکست موج را معمارنیست

هرکس‌اینجاسودخوددر چشم‌پوشی‌دیده است

خودفروشان‌، عبرتی‌، آیینه در بازار نیست

حرص‌خلقی رادرین‌محفل به‌مخموری‌گداخت

غیر چشم سیر، جام هیچکس سرشار نیست

حسن و عشق آیینهٔ شهرت‌گرفت از اتفاق

تا نباشد از دو سر محکم صدا در تار نیست

سختی دل ناله را سنگ ره آزادگی‌ست

رشته تا صاحب‌گره باشد رهش هموار نیست

تا فنا ما را همین تار نفس بایدگسیخت

شمع یک دم فارغ از واکردن زنار نیست

غفلت عالم فزود از سرگذشت رفتگان

هرکجا افسانه باشد هیچ‌کس بیدار نیست

تا توان از صورت انجام خود واقف شدن

باوجود نقش پا آیینه‌ای درکار نیست

مفت چشم ماست سیراین چمن اما چه سود

اینقدر رنگی‌که می‌بالدکم از دیوار نیست

اشک ما را پاس ناموس ضعیفی داغ‌کرد

ورنه مژگان تا به جیب و داهن ال مقدار نیست

چون نفس یکسر وطن آوارهٔ نومیدیم

گرهمه دل جای ما باشدکه ما را بار نیست

کی توان بیدل حریف چاک رسوایی شدن

چون سحر پیراهن ما یک‌گریبان‌وار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۲دیدهٔ حیرت نگاهان را به مژگان ‌کار نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۳رنگ‌عجزم لیک با وضع‌ خموشم ‌کار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۴در طریق رفتن از خود رهبری درکار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۵مست‌عرفان را شراب دیگری درکار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۶سرمنزل ثبات قدم جاده‌ساز نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۷زین عبارات جنون تحقیق بی‌ناموس نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۸صنعت نیرنگ دل بر فطرت‌ کس فاش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۹عاشقی مقدور هر عیاش نیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.