پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۲

چارهٔ دردسر دیر محبت جلی‌ست

شمع صفت عمرهاست قشقهٔ ما صندلی‌ست

رابط اجزای وهم یک مژه بربستن است

تا به دوچشم است‌کار علم و عیان احولی‌ست

آینهٔ راز دل آن همه روشن نشد

چاک‌گریبان همین یک دو الف صیقلی‌ست

به‌که ؛ لب نگذرد زمزمهٔ احتیاج

خون قناعت مریز ناله رگ ممتلی‌ست

نام تکلف مباد ننگ تک و‌تاز مرد

ششجهتت خواب پاست‌کفش اگر مخملی‌ست

کلفت فردا همان دی شمر آزاد باش

آنچه به تفصیل آن منتظری مجملی‌ست

مطرب دل‌گر زند زخمه به قانون شوق

صور به صد شور حشر زمزمهٔ یللی‌ست

لمعهٔ مهر ازل تا نفرازد علم

ای به دلایل مثل نور شبت مشعلی‌ست

بر خط تحریرعشق شورحواشی مبند

متن رموز ادب از لب ما جدولی‌ست

بیدل از اسرارعشق‌گوش ولب آگاه نیست

فهم‌کن ودم مزن حرف نبی یا ولی‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۴جهان ز جنسِ اثرهای این و آن خالی‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۵بندگی با معرفت، خاصِ حضورِ آدمی‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۶زندگی شوخی کمین رمیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۷وضع خطوط جبین از قلم مبهمیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۸بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۹تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۰قانون ادب پرده در صورت و صدا نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۱نیاز نامهٔ ما عرض سجده عنوانیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.