پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۳

پیر عقل از ما به درد نان مقدم رفته است

در فشار کوچه‌های گندم آدم رفته است

ای به عبرت رفتگان عالم موت و حیات

بگذرید از آمد سوری که ماتم رفته است

بر حباب و موج نتوان چید دام اعتبار

هرچه می‌آید درین دریا فراهم رفته است

خلق در خاک انتظار صبح محشر می‌کشند

زندگی با مردگان در گور با هم رفته است

استقامت بی‌کرامت نیست در بنیاد مرد

شمع‌ از خود رفته است اما ز جا کم رفته است

بعد چندی بر سر خود سایه‌ها خواهیم کرد

در بن دیوار پیری اندکی خم رفته است

دوستان هرگه به یاد آییم اشکی سر دهید

صبح ما زین باغ پرنومید شبنم رفته است

یار بی‌رحم از دل ما برندارد دست ناز

بر که نالیم از سر این داغ مرهم رفته است

کاش نومیدی چو خاک خشک بر بادم دهد

کز جبین بی‌سجودم جوهر نم رفته است

از ترحم تا مروت وز مدارا تا وفا

هرچه را کردم طلب دیدم ز عالم رفته است

بعد مردن کار با فضل است با اعمال نیست

هرکه زین خجلت‌سرا رفته‌ست بی‌غم رفته است

من که باشم تا به ذکر حق زبانم واشود؟

نام بیدل هم ز خجلت بر لبم کم رفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۵گر به سیر انجمن یا گشت‌ گلشن رفته است
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۶دل عمرهاست آینه ترتیب داده است
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۷آن جنگجو به ظاهر گرپشت داده است
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۸برگ عیش من به ساز بیخودی آماده است
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۹بسکه حرف مدعا نازک رقم افتاده است
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۰در بهار گریه عیش بیدلان آماده است
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۱دل به یاد جلوه‌ای طاقت به غارت داده است
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۲زندگانی از نفس آفت بنا افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.