پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۳

زبان چو کج‌ روش افتد جنون بد مست است

قط محرف این خامه تیغ در دست است

زخلق شغل علایق حضورمردن برد

جدا فتاد سر از تن به فکر پابست است

جهان چو معنی عنقا به فهم‌ کس نرسید

که این تحیر گل‌ کرده نیست یا هست است

کمان همت وارسته ناوکی داری

ز هرچه درگذری حکم‌صافی شست‌است

به زیرچرخ مشو غاقل ازخم تسلیم

ز خانه‌ای‌که تو سر برکشیده‌ای‌پست است

به‌گوش عبرت ازپن پرده می‌رسد آواز

که نقش طاقچهٔ رنگ پر تنک بست است

کشاکش نفس از ما نمی‌رود بیدل

درین‌محیط همه ماهی‌ایم و یک شست است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۵از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت است
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۶در خموشی یک قلم آوازهٔ جمعیت است
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۷یارب امشب آن جنون‌آشوبِ جان و دل ‌کجاست
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۸فنا مثالم و آیینهٔ بقا اینجاست
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۹غلغل صبح ازل از دل عالم برخاست
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۰سوخت دل در محفل تسلیم و از جا برنخاست
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۱بی‌شکست از پردهٔ سازم نوایی برنخاست
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۲زیر گردون طبع آزادی‌نوایی برنخاست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.