پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۱

نسبت اشراف با دونان خطاست

سر اگرگردید نتوان‌گفت پاست

آه بی‌تاثیرما راکم مگیر

هرکجا دودی است آتش در قفاست

بی‌جفای چرخ دل را قدر نیست

روسفیدیهای تخم از آسیاست

تیره‌بختی خال روی عاجزیست

بر زمین‌ گر سایه باشد خوش ‌اداست

پیش ما آزادگان دشت فقر

دامگاه مکر نقش بوریاست

عاجزی هم بال شهرت می‌کشد

بو شکست ساغر گل را صداست

بهر عبرت سرمه‌ای درکار نیست

یک قلم اجزای عالم توتیاست

بیخودی دل را عمارت‌گر بس است

خانهٔ آیینه از حیرت بپاست

گر ز خود رستی نه ‌صید است ‌و نه دام

چون شرر از سنگ بر در زد هواست

بی‌تمیزی از مذلت فارغ است

تا ز حاجت نیستی آگه غناست

پیرگشتی از فنا غافل مباش

صورت قد دو تا ترکیب لاست

های و هوی محفل فغفور چند

موی چینی طاق نسیان صداست

بیدل از آیینه عبرت ‌گیر و بس

تا نفس باقی بود دل بی‌صفاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۳نفس محرک جسم به غم فسرده ماست
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۴نقش دیبای هنر فرش ره اهل صفاست
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۵نه جاه مایهٔ عصیان نه مال غفلت‌زاست
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۶یاد آن جلوه ز چشمم‌ گره اشک‌ گشاست
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۷باز گردون در عبیرافشانی زلف شب است
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۸تیره‌بختی چون هجوم آرد سخن مهر لب است
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۹چشم خرد آیینهٔ جام می ناب است
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۰بسکه سودای توام سرتا به پا زنجیر پاست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.