پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷۳

عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی

دامن فشاندن من دارد جگر فشانی

واماندهٔ ادب را سرمایهٔ طلب‌کو

خاک است و آب‌ گوهر در عالم روانی

فریاد کز توهم بر باد خود سری داد

مشت غبار ما را سودای آسمانی

آنجاکه بیدماغی زور آزمای عجز است

دارد نفس‌کشیدن تکلیف شخ کمانی

ای آفتاب تابان دلگرمیی ضرور است

بر رغم سرد طبعان مگذر ز مهربانی

از وحشت نفسها دریاب حسرت دل

بانگ جرس نهان نیست در گرد کاروانی

در عالم تعین وارستن از امل نیست

در قید رشته‌ کاهد گوهر ز سخت جانی

پیوسته ناتوانان مقبول خاص و عامند

از بار سایه نبود بر هیچکس ‌گرانی

همت به فکر هستی خود را گره نسازد

حیف است کیسه دوزی بر نقد رایگانی

ای نیستی علامت تا کی غم اقامت

خواهد به‌باد رفتن گردی که می‌فشانی

دادیم نقد بینش بر باد گفتگوها

چشم تمیز ما بست‌ گرد فسانه خوانی

بید‌ل بساط دل را بستم به ‌ناله آمین

کردم به ‌گلشن داغ از شعله باغبانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۷۵مباش سایه صفت مردهٔ تن آسانی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷۶نشد حجاب خیالم غبار جسمانی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷۷نمی‌باشد چو من در کسوت تجرید عریانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷۸نمی‌دانم ز گلزارش چه گل چیده‌ست حیرانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۷۹نمی‌گنجم به عالم بسکه از خود گشته‌ام فانی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۸۰ز استغنا نگشتی مایل فریاد قربانی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸۱زین گلستان نیستم محتاج دامن چیدنی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۸۲شرر کاغذی‌، آرایش دکان نکنی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.