پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵۰

به ما و من غلو دارد دنی تا فطرت عالی

جهان تنگ آسودن دل پر می‌کند خالی

نقوش وهم و ظن در هر تأمل می‌شود باطل

خط پارینه باید خواندن از تقویم امسالی

نفس سحر چه مضمون بر دماغ هوش می‌خواند

که عمری شد ز هوشم می‌برد این مصرع خالی

در آن وادی که مخمور نگاه او قدم ساید

دماغ آبله بالد قدح در دست پامالی

به هر واماندگی سعی ضعیفان در نمی‌ماند

فسردن می‌شود پرواز رنگ از بی پر و بالی

نمی‌دانم ز شرم فوت فرصت کی برون آیم

عرق عمریست بر پیشانی‌ام بسته‌ست غسالی

به بازار هوس شغل چه سودا داشتم یارب

زیان و سود رفت و مانده برجا ننگ دلالی

جهان بی‌اعتبار افتاد از لاف دنی طبعان

نیستان پشم می‌بافد ز شیر و گربهٔ قالی

شکوه عالم موهوم را با ما چه سنجد کس

هجوم ذره گر قنطار چیند نیست مثقالی

به این تسلیم بار نیک و بد تا کی کشم بیدل

سیه‌گردید همچون شانه دوش من ز حمالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۵۲ای هوش‌! سخت داغی‌ست‌، یادِ بهارِ طفلی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵۳چو من به دامگه عبرت او فتاده‌ کمی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۵۴دیده‌ای داریم محو انتظار مقدمی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۵۵به وضع غربتم منظور بیتابی‌ست آرامی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۵۶خطابم می‌کند امشب چمن در بار پیغامی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۵۷گر نیست در این میکدهها دور تمامی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵۸شب چشم نیم مستش وا شد ز خواب نیمی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۵۹ز غرور شمع و رعونتش همه‌جاست آفت روشنی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.