پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱۱

به دست‌ تیغ تو تا خون من حنا بسته

به حیرتم که عجب خویش را بجا بسته

چه سان به روی تو مرغ نظر کند پرواز

که حیرت از مژه‌اش رشته‌ها به پا بسته

به دل ز شوق وصالت صد آرزو دارم

ولی ادب ره تقریر مدعا بسته

فراق بیگنهم‌کشت و نقد داغ خطا

به‌گردن دل خون‌گشته خون‌بها بسته

ز جیب ناز خطش سر برون نمی آرد

که عقد عهد به خلوتگهٔ حیا بسته

چو شمع تا به فنا هیچ جا نیاسایم

مرا سریست‌ که احرام بوریا بسته

تن از بساط حریرم چگونه بندد طرف

که دل به سلسلهٔ نقش بوربا بسته

بهار بوسه به پای تو داد و خون‌ گردید

نگه‌ تصور رنگینی حنا بسته

به وادی طلب نارسایی عجزیم

که هرکه رفته زخود خویش را به ما بسته

کدام نقش که گردون نبست بی‌ستمش

دلی شکسته اگر صورت صدا بسته

مگر ز زلف تو دارد طریق بست و گشاد

که بیدل اینهمه مضمون دلگشا بسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۱۳به غبار این بیابان نه نشان پا نشسته
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۱۴غبار خط زلعل او به ‌رنگی سر برآورده
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۱۵نپنداری همین روز و شب از هم سر برآورده
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۱۶غبارم برنمی‌خیزد ازین صحرای خوابیده
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۱۷ندیدم در غبار و دود این صحرای خوابیده
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۱۸به رشته‌ات اثر وهم مدعاست گره
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۱۹هزار نغمه به‌ساز شکست ماست‌گره
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۲۰زین چمن درکف ندارد غنچهٔ دل جز گره
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.