پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۰۰

در شکنج عزتند ارباب جاه

آب‌گوهر بر نمی‌آید ز چاه

نخوت شاهی دهان اژدهاست

شمع را در می‌کشد آخرکلاه

عمرها شد می‌تپد بی‌روی دوست

چون رگ یاقوت در خونم نگاه

در خیالش محو شد آثار من

این‌کتان را شست آخر نور ماه

در ادبگاه خم ابروی او

ماه نو دارد زبان عذر خواه

خانهٔ مجنون ما هم دود داشت

روزن چشم غزالان شد سیاه

شعله ی ما را درین آفت سرا

جز به خاکستر نمی‌باشد پناه

ناامیدی دستگاه زندگیست

تاروپود کسوت صبح است آه

شرم دار ای سرکش از لاف غرور

نیست بال شعله‌ات جز برگ کاه

باغ و بستان پر مکرر می‌شود

جانب دل هم نگاهی‌گاه گاه

در تماشاخانهٔ آیینه‌ام

می‌شود جوهر چو می‌سوزد نگاه

عشق را بر نقص استعداد من

گریهٔ ابر است بر حال گیاه

می‌گدازد شمع و از خود می‌رود

کای به خود واماندگان این است راه

دم مزن بیدل اگر صاحبدلی

محرم آیینه راکفر است آه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۰۲گر نفس چیند به این فرصت بساط دستگاه
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۰۳ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۰۴بسکه ما را بر آن لقاست نگاه
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۰۵تار پیراهن حیاست نگاه
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۰۶تا به شوخی نکشد زمزمهٔ ساز نگاه
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰۷گر دهد رنگ تماشای تو پرواز نگاه
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰۸در محیطی‌کز فلک طرح حباب انداخته
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰۹ای به اوج قدس فرش آستان انداخته
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.