پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱۳

ز شوخی تا قدح می‌گیرد آن بیدار مست من

به چینی خانهٔ افلاک می‌خندد شکست من

خیالش نقش امکان محو کرد از صفحهٔ شوقم

به صورت‌ پی نبرد آیینهٔ معنی‌پرست من

چو آن آتش که دود خویش داغ حسرتش دارد

نگردید از ضعیفی سایهٔ من زیر دست من

به نظم عافیت در فتنه‌زار کشور هستی

لب و چشمی‌ست‌ گر مقدور باشد بند و بست من

به تحقیق عدم افتادم و در خود نظر کردم

گرفت آیینه نیز از امتیاز نیست هست من

به هر جا پا بیفشردم ز وحشت صرفه‌ کم بردم

نگین نقشم‌،‌ گشاد بال و پر دارد نشست من

به رنگ غنچه لبریز بهار آفتم بیدل

نفس‌ گر می‌کشم می‌آید آواز شکست من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۱۵جانکنیها چیده هستی تا عدم بنیاد من
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱۶تمثال فنایم چه نشان‌؟ کو اثر من
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱۷خار خار کیست در طبع الم تخمیر من
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۱۸زین شکر که تا کوی تو شد راهبر من
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۱۹درین وادی که می‌یابد سراغ اعتبار من
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲۰ز بس محو است نقش آرزوها در کنار من
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲۱سوخته لاله‌زار من رفته گل از کنار من
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۲۲نیامد کوشش بیحاصل گردون به کار من
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.