پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۳۳

دو روزی گو به خون گل کرده باشد چشم نمناکم

تری تا گم شد از خاکم ز هر آلودگی پاکم

گزند هستی باطل علاجی نیست جز مرگش

ز بی‌تاثیری اقبال سم گل کرده تریاکم

هوا تازی به خاک ذلتم پامال می‌دارد

اگر سوی‌گریبان روکنم سرکوب افلاکم

ز صد مستی قناعت کرده‌ام با یاد مژگانی

دماغ‌گردن مینا بلند است از رگ تاکم

مزار کشتهٔ تیغ تبسم عالمی دارد

سحر خندد غباری هم اگر برخیزد از خاکم

پرافشان می‌روم چون صبح ممکن نیست آزادی

چه سازم ، از قفس فرسوده‌هایِ سینهٔ چاکم

ز بی‌دندانی ایام پیری نعمتم این بس

که فارغ دارد از فکر و خیال رنج مسواکم

طلسمی بسته‌ام چون شمع‌ ، کو خلوت ، کجا محفل،

ز رویم رنگ اگر شویند هستی تا عدم پاکم

کمند کس حریف صید آزادم نمی‌گردد

امل‌ها رشته درگردن‌ کم است از سعی فتراکم

اگر رنگم پرافشانم اگر بومست جولانم

به هر صورت ، فضولی دستگاهِ طبعِ بیباکم

نمی‌سوزم نفس بیهوده در تدبیر جمعیت

دمِ فرصت‌گُسِل دارم ، مَنَش ناچار دلّاکم

به حرف و صُوتِ این محفل ، ندارم نسبتی بیدل

خموشی‌ کرده‌ام ، روشن چراغ‌ِ کنجِ ادراکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۳۵از کجا وهم دو رنگی به قدح ریخته بنگم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳۶به اقبال حضورت صد گلستان عیش در چنگم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳۷به رنگ‌گلشن ازفیض حضورت عشرت آهنگم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۸چکیدنهای اشکم یا شکست شیشهٔ رنگم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۹چمن طراز شکوه جهان نیرنگم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ز بس گرد وحشت گرفته است تنگم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۴۱نمی‌دانم هجوم آباد سودای چه نیرنگم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۴۲مزرع تسلیم ادب حاصلم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.