پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۹

عالم از چشم ترم شد میفروش

زین قدح خمخانه‌ها آمد به جوش

آسمان عمری‌ست مینای مرا

می‌زند بر سنگ و می‌گوید: خموش

بس که گرم آهنگ‌ساز وحشتم

نقش پایم چون جرس دارد خروش

طینت دانا و بیباکی خطاست

چشمهٔ آیینه را محو است جوش

جمع نتوان‌ کرد با هم عشق و صبر

راست ناید میکشی با ضبط هوش

عشق زنگ غفلت از ما می‌برد

سایه را خورشید باشد عیب پوش

عقل و حس با هم دوات خامه‌ اند

از زبان است آنچه می‌آید به‌گوش

زین محیط از هرزه‌تازیها چو موج

می‌برد خلقی شکست خود به دوش

همچو شمع از سر بریدن زنده‌ایم

بیش از این فرقی ندارد نیش و نوش

گر نباشد شعله خاکستر بس است

جستجوها خاک شد در صبر کوش

در سخن‌چینی حلاوت مشکل است

فهم کن از تلخکامی‌های ‌گوش

خاک گشتی بیدل از افسردگی

خون منصوری نیاوردی به جوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲۱آه از این جلوهٔ نقاب فروش
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ای ز لعلت سخن ‌گلاب فروش
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲۳مپرسید از نگین شاه و اقبال نفس‌ کاهش
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲۴اگر زین رنگ‌، تمکین می‌زند موج از سراپایش
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲۵حیا بی‌پرده نپسندید راز حسن یکتایش
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲۶رنگ گل تعبیر دمید از کف پایش
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۲۷زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایش
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲۸سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایش
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.